تبليغاتX
راه بــــــهــــشــــت

 

 






سرآغاز كتاب آفرينش 

كودكي از پدرش پرسيد : خدا كجاست ؟ پدر گفت : همه جا هست ! و كودك سؤالات ديگري پرسيد كه جواب همه آنها اين بود : نمي دانم ! اينكه خودِ خدا كيست و كجاست كوزه ي عقل ما گنجايش درك اين اقيانوس را ندارد ، خدا را كه اوّل و آخر است بايد با آيات و صفاتش شناخت نه با كنجكاوي در ذات بي مثال او . واقعاً خداوند چگونه آغاز كرد كتاب آفرينش را ؟ از كجا شروع كرد ؟ سؤال اين است كه پيش از آسمانها و زمين ، پيش از موجودات زنده و جمادات موجود ، و قبل از همه چيز ، چه چيزي وجود داشت ؟ پاسخ يكي است : غير از خدا هيچ كس نبود ! و خداوند آفريد ، خداوند هميشه بوده است ، تك و تنها ، بدون پدر و مادر ، بدون فرزند ، بدون دوست و همكار ، ازَلي و بدون آغاز است همچنانكه ابَدي و بي پايان است و روزي آيد پس از پايان جهان و مرگ تمامي زندگان ، باز تنها خودِ اوست كه زنده خواهد ماند ، چنانكه اوّل بود نيز آخر است و مُلك ، آن روز از آنِ خداوندِ واحدِ قهّار است ! و فقط خدا بود آن زمان كه زمان بي معني بود ، در آنجا كه مكان مفهومي نداشت ، بعدها از راز آفرينش انسان چنين پرده برداشت كه فرمود : من گنجي نهاني بودم خواستم شناخته شوم خلق را آفريدم . روزگاران فراواني گذشته است و جز اين تنهاي بي نياز ، چيزي نبوده است ، تا اينكه آن نقاش چيره دست و بي مثال ، آهنگِ آفرينش كرد و اوّلين چيزي كه آفريد «عرش» بود و عرش همان تخت پادشاهي اوست كه ماهيّتِ آن تنها بر خودِ او روشن است ، خداوند لامكان پس از طراحي امور ، براي اجراي آن بر تخت سلطنتيِ عرش نشست ، تختي كه از آن فراوان سخن رفته است و مغاير با آنچه در تصوّر ماست بوده براي ملِكي كه جسم ندارد تا به آن تكيه زند . عرش را چه در دنيا و چه در آخرت ، حاملاني ويژه از ملائكه حمل مي كنند كه اينان «حَمَلَةُ العرش» نام دارند ، عرش بر سقف طبقه فردوس بهشت قرار گرفته است ، «فردوس» بهشتي است كه پيامبر فرمود : اگر از خدا درخواستِ بهشت كرديد فردوس را بخواهيد ، سرچشمه رودهاي بهشت از فردوس است ، عرش بالاتر از هفت طبقه ي آسمان است و بالاتر از آن ، «كُرسي» است و سپس عالَم لا يتناهي كه ساحتِ مقدّس الهي ، آن را فرا گرفته است ، ما آدميان ناچيزتر از آنيم كه خود را چيزي بپنداريم و در مقابل عظمت الهي چيزي نيستيم ، هر آسمان در مقايسه با آسمانِ بالاتر از خود مانند دانه اي در بيابان است و اي انسان چه چيزي تو را به پروردگارت مغرور ساخته است ؟ پس از خلقت عرش و پنجاه هزار سال قبل از خلقت آسمان ها و زمين ، مقدّرات آفريده ها نوشته شد و اين بدان معني نيست كه با اين كار دست ما را بسته اند گرچه قلم ها را برداشته اند و جوهرها خشك شده است امّا خداوند حكيم ، چيزي را نوشت كه با علم محيط خود ، پيش بيني كرده بود كه ما با اختيارِ خود انجام خواهيم داد ، مانند اين مثال كه پدري به هر يك از سه فرزندش پولي بدهد و آن ها را براي خرج كردن به بازار بفرستد و با شناختي كه از آنها دارد چگونگي مصرف كردن آن را توسّط هر كدام (بخيل و سخي و مُسرف) ، روي كاغذي يادداشت كند در حاليكه آنها را در خرج كردن ، آزاد گذاشته است . پس از عرش ، خداوند دوّمين شاهكار خود را به عرصه وجود آورد و آن «قلم» بود ! سپس به آن فرمود : بنويس ! قلم همه چيز را از آن زمان تا قيامت نوشت و با اين اقدام ، يك نظام مدبّرانه و برنامه ريزي شده جهت اجرا ، طرّاحي شد و اسكلت اوّليه طرح ، شكل گرفت و اينجاست كه به ساحت والاي قلم درود مي فرستيم ، اين دوّمين ساخته كه خداوند به آن و به آنچه با آن مي نويسند قسم ياد كرده است و با برقراري اوّلين تماس وحي با پيامبر ، او را به «خواندن» دستور مي دهد و پيامبر نيز ، كسب دانش را ، ز گهواره تا گور حتّي در چين ، بر همه مسلمانان واجب كرده است . قلم با همه توانايي خود از وصف خدا عاجز است ، خداوند فرمود : اگر همه آبهاي دريا حتّي با افزودن هفت درياي ديگر به آنها جوهر شوند و تمام درختان دنيا قلم شوند همگي تمام مي شوند قبل از اينكه كلمات خدا تمام شود . پس از عرش و قلم ، خداوند «لوح المحفوظ» را آفريد ، انگار مرز بين آسمان ها و زمين بود ، لوح المحفوظ همان آسمان دنياست كه فرشته هايي بر آن گماشته شده است تا با مراقبت از درهاي آسمان ، ورود و خروج به آسمان و زمين را كنترل كنند و با تير شهاب از بالا رفتن جن ها به آسمان جلوگيري مي كنند . لوح المحفوظ همان جايي است كه شب قدر ، كلّ قرآن كريم ، يكدفعه به آنجا نزول كرد و سپس در طول 23 سال و به مناسبات مختلف ، از آنجا تدريجاً بر قلب پاك پيامبر فرو فرستاده شد . سپس خداوند (پس از عرش و قلم و لوح ) ، «زمين» را در دو روز آفريد و در آن كوههايي (رَواسي) قرار داد تا مانند ميخ هايي ، سفره زمين را نگه دارند و در زمين رودهايي جاري ساخت تا بعداً موجودات زنده با آن ، زندگي كنند و در آن ، مواد غذايي را فراهم كرد و آفرينش كوهها و تقدير اقوات هم در دو روز بود و سپس «هفت آسمان» را بدون ستون ، در دو روز خلق كرد در حاليكه به صورت دود (دُخان) بودند ، همچنانكه در آخر دنيا باز هم «دُخان» ، جهان را فرا خواهد گرفت و آغازها به پايان مي رسد و ميخ هاي زمين از جا كنده مي شود تا زمين از هم فروپاشد و كوههاي حلّاجي شده به هوا بر مي خيزد و چون به زمين نشينند چون ماسه اي روان ، جـاري مي شوند و اين تركيبها در اثر زلــزله عظيم قيـامت است كه هر آبستني ، حمـل خود را مي انـدازد و مردم را مست مي بيني در حاليكه مست نيستند بلكه خوف و حُزن اين عذاب شديد است كه كودك را پير مي گرداند و مردم را به زانو مي نشاند ، روزي كه حيوانات براي هميشه خاك مي شوند و كافران آرزو مي كنند اي كاش حيوان بودند . پس از خلقت آسمان ها ، در هر آسمان ، شرح وظايف و فرمان لازم را صادر كرد و موجودات و مخلوقات متناسب با آنجا را آفريد ، آسمان دنيا را با چراغهاي ستارگان زينت بخشيد و آن را از آفات و استراقِ سمعِ شياطين محفوظ كرد ، اين آفرينش از برنامه ريزي خداوند چيره دست و داناست . همه مي دانيم كه خداوند فقط با (كُن فَيَكون) مي تواند آسمان و زمين را بيافريند و در اينكه آن را در شش روز (دوره) آفريد حكمت هايي است كه از درك ما خارج است ، شايد خداوند با اين آفرينش در شش مرحله ، به ما اين درس را مي دهد كه همه چيز در اين جهان بر اساس تدريج معيّني حركت مي كند و هر كاري گام به گام پيش مي رود ، يك مبلّغ دين (داعي اِليَ الله) هم ، نبايد انتظار داشته باشد با كُن فيَكوني مي توان مردم را هدايت كرد بلكه مانند پيامبران اولواالعزم ، بايد صبر و استقامت پيشه كرد ، ذكر اين نكته به جاست كه در آفرينش شش روزه خداوند ، هيچگونه خستگي و درماندگي به او نرسيده است و يهوديان ، بيهوده ، ياوه سرايي مي كنند كه گمان مي كنند خداوند در روز هفتم (شنبه) استراحت كرده است و اين روز را تعطيل مي كنند . و خداوند «انسان» را از خاك آفريد و به او ، به وسيله قلم ، دانايي بخشيد و او را با عقل مجهّز كرد و راههاي هدايت و ضلالت را به وسيله انبياء و كتب آسماني به او نشان داد و دست او را در پيمودن اين راهها باز گذاشت ، او مي دانست كه انسان ، گهگاهي راه را بيراهه مي رود لذا برايش در سمت مغرب ، درِ توبه آفريد كه يك سواركار ، هفتاد سال در عرض آن راه مي رود ، درِ به اين بزرگي را براي اميد به نااميداني ساخت كه خود را لايق نمي دانند و اين را هم مي دانند كه ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است و شر را هر كجا جلو گرفت نيكوست و خداوند «درِ توبه» را در روز آفرينش آسمان ها و زمين و قبل از خلقت آدم آفريده است . خداوند سبحان ، دوهزار سال پيش از خلقت آسمان ها و زمين ، كتابي نوشت و دو آيه از آن را (دو آيه آخر سوره بقره) ، به زمين نازل كرد كه اگر در هر خانه اي سه شب خوانده شود ، شيطان به آن نزديك نمي شود و اين شفاي محافظت از جن زدگي است . خداوند در روز خلقت آسمان ها و زمين ، شهر «مكّه» را تا قيامت ، حرام و امن گردانيد و باز خداوند در همان روز ، «يكصد رحمت» آفريد كه يك رحمت از آن را بر زمين نازل كرد و نود ونُه رحمت ديگر را براي قيامت نزد خود نگه داشت و آدميان در دنيا ، با يك صدم از آن ، به همديگر مهر مي ورزند امّا در قيامت ، بقيه رحمت خدا بر آنها گسترده مي شود و خداوند در كتاب ديگري كه در بالاي عرش نزد خودِ اوست نوشته است كه رحمت من از خشم من پيشي گرفته است ، خدا با رحمت خود با ما ، معامله مي كند و اين كارهاي بد ماست كه خشم او را بر مي انگيزد . و خداوند «فرشتگان» را از نور آفريد و به هر يك ، وظيفه اي محوّل فرمود ، فرمانداريِ بهشت را به «رِضوان» و فرمانداري جهنّم را به «مالِك» واگذار كرد و بر درهاي دوزخ ، ملائكه نوزده گانه «زبانيه» گماشت و فرشته هايي را براي كتابت اعمال مردم ، آزمون هاي قبر ، انتظام صفوف محشر ، قبض ارواح ، تقسيم ارزاق ، نفخ صور ، امور جوّي ، حمل عرش ، تعذيب جهنّميان ، پذيرايي از بهشتيان و . . . معيّن نمود . فرشتگان موجوداتي مطيع هستند كه با اينكه حساب و كتابي در انتظار آنها نيست ، پيوسته خدا را فرمانبرداري مي كنند و هيچگاه به بيراهه نمي روند و براي گناهان ما طلب استغفار مي كنند و براي مؤمنان دعاي خير مي كنند و در غم و شادي هاي مسلمانان شريكند ، آنها هيچگاه نمي خوابند ، چيزي نمي خورند ، ازدواج نمي كنند چون مرد و زن ندارند ، خداوند آنان را با بالهايي دو ، سه و چهارتايي ، قدرت حركت و پرواز بخشيده و از جن و انسان ممتاز ساخته است . بعضي از فرشتگان مانند برخي از انبياء ، بر بعضي ديگر برتري دارند كه چهار نفر از آنان مقرّبين و بزرگترينِ فرشتگانند . پيامبر فرمود : در آسمان جايي پيدا نمي شود كه در آن فرشته اي در حال قيام يا ركوع و يا سجده نباشد و با وجود اين ، باز هم مي گويند : خدايا آنچنانكه شايسته توست تو را پرستش نكرده ايم و عظمت انسان را بنگر كه چنين موجودات معصومي در برابر او به سجده در مي آيند كه به حقّ ، اشرفِ مخلوقات است و استعدادي دارد كه از فرشته ها بالاتر رود . و خداوند «جِن» را از آتش آفريد و او را از ديده هاي انسانها ناديده ساخت ، آنان را مكلّف ساخت كه پا به پاي انسانها ، تنها هدفِ آفرينش خود را كه عبادت است دنبال كنند چرا كه سرانجامِ آنها هم ، بهشت و جهنّم است . خداوند در ميان زن ها و جن ها هيچ پيغمبري ارسال نكرده است و جن ها موظّفند از پيامبران ما انسانها پيروي كنند ، جن ها خواص آدميان را از خوردن و خوابيدن و ازدواج و نيك و بد بودن ، دارا هستند و نه آنها و نه هيچ جانوري بدون اجازه خداوند نمي تواند به انسان آسيبي برساند . انسان و جن مي توانند با دوري از هدف والاي آفرينش (عبادت) ، از حيوانات پست تر باشند ، چرا كه حيوانات هم خدا را تسبيح مي كنند كه اين كار هم ، از عهده جن و انسانِ پست فطرت ، خارج است . خداوند فرمود : اگر شما مرا عبادت نكنيد لشكرهايي (فرشتگان) دارم كه پيوسته و بدون خستگي مرا مي پرستند و اگر خدا بخواهد شما را از زمين بر مي دارد و به جاي شما گروه ديگري مي آورد و اگر تمام مردم دنيا كافر باشند به خدا زياني نمي رسد همچنانكه اگر همه مؤمن باشند به او سودي نمي رسد چون او غنيّ و صمَد است . خداوندا ! تو جز من بندگان فراواني داري امّا من جز تو پروردگاري ندارم . منابع : قرآن ، حديث ، داستان پيامبران (عَمرْو خالد) ، كتب علّامه عبدالكريم مدرّس معروف آشنا ، دبـير ديني و عربي شهرستان سروآباد، آذر 88
تهـيـه كنـنـده معروف آشنا | لینک ثابت | موضوع: قـــــرآن شنـــاسـي |

حيوانات بهشتي 

ده حيواني كه وارد بهشت مي شوند : براق (رسول الله) هدهد (بلقيس) نمل (سليمان) عجل (إبراهيم) كيش (ولده) بقر (بني إسرائيل) كلب (أهل الكهف) حمار (عُزَير) ناقة (صالح) حوت (يونس) منبع : ((تفسير صاوي))
تهـيـه كنـنـده معروف آشنا | لینک ثابت | موضوع: خواندني و شنيدني |






</html>